معنی سباغ
5 بازدید
[ سِ ] (اِ) نانخورش و معرب آن صباغ باشد. (برهان) (رشیدی). || خانه ای که از خشت پوشیده باشد. || دیوار خشتی. (ناظم الاطباء).[ سُ ] (اِ) نوکرهای عدالت خانه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سباغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر