معنی ساییده
9 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف) رجوع به ساییدن شود. - پاردم ساییده، پاردم سابیده؛ زرنگ. محنک. گرم و سرد دیده. گربز بی شرم.
کلمات همقافیه با «ساییده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر