معنی سایهانداز
8 بازدید
[ یَ / یِ اَ ] (نف مرکب) سایه اندازنده. سایه گستر. سایه افکن : پرورق، بسیار شاخ و انبوه مانند کوهی سایه انداز. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۴۰). جلوه گاه طایر اقبال باشد هر کجا سایه انداز همای چتر گردون سای دوست. حافظ.
کلمات همقافیه با «سایهانداز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر