معنی سایان

معنی سایان

10 بازدید
[ سایْ یا ] (اِخ) حاکم نشین ایالت درم بخش دی در کنار درم واقع است و ۱۱۰۰ تن جمعیت دارد. ارتفاع آن از سطح دریا ۹۹۰ گز است. ابریشم آنجا معروف است.
(نف، ق) در حال سودن. در حال ساییدن. رجوع به سای و ساییدن شود.
(اِخ) دهی است از دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان واقع در ۱۵ هزارگزی جنوب رزن و ۸ هزارگزی خاوری شوسهٔ رزن بهمدان. هوای آن سرد و دارای ۸۸۰ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوب، صیفی و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی آنان قالی بافی و راه آن مالرو است. تابستان از راه نیز اتومبیل می توان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
(اِخ) از سلسله کوههایی است که در شمال مغولستان قرار دارد. رجوع به ایران باستان ص ۲۲۵ و تاریخ مغول ص ۴ شود.
(اِخ) در یک فرسخی بیشتر شرقی درز است. (فارسنامهٔ ناصری گفتار ۲ ص ۲۱۷).
(اِخ) دهی است جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان واقع در ۶ هزارگزی خاور زنجان و کنار شوسهٔ زنجان به قزوین. هوای آن سرد و دارای ۳۶۲ تن سکنه است. آب آنجا از قنات و چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، انگور، سیب زمینی و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. اتومبیل نیز میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).

کلمات هم‌قافیه با «سایان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید