معنی ساکنین
7 بازدید
[ کِ ] (ع ص، اِ) جِ ساکن در حالت نصبی و جری، باشندگان. متوطنان. مقیمان. رجوع به ساکن شود.
کلمات همقافیه با «ساکنین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر