معنی ساوین

معنی ساوین

7 بازدید
(اِ) سبدی که در آن پنبه گذارند از برای ریسیدن. (شرفنامهٔ منیری) (آنندراج). سبدی باشد که پنبه مهیا کرده بجهت رشتن در آن گذارند. (برهان). سبد سرتنگ که بهندی پهاری گویند. (غیاث): قفه؛ ساوین پنبه و آن کدوی خشک میان تهی کرده است که پنبه در آن نهند ریشتن را. (صراح اللغه). رجوع به ساویس و ساوس و ساون شود.
(اِخ) حاکم نشین ایالت آلپ علیااز بخش گاپ . دارای ۹۸۰ تن سکنه است و ۲۹۰ گز از سطح دریا ارتفاع دارد. محل بافتن پارچه های کتانی است.
(اِخ) جایگاهی است. (معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «ساوین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید