معنی ساویس
7 بازدید
(ص، اِ) چیز گرانمایه. || پنبهٔ محلوج. || جامهٔ پنبه آگنده را گویند که در روز جنگ پوشند. (برهان) (آنندراج). پنبه آگنده که هنگام جنگ سلاح سازندش. (شرفنامهٔ منیری). || (اِ) سبدی باشد که زنان پنبه را که بجهت رشتن مهیا و آماده کرده باشند در آنجا نهند. (برهان) (آنندراج). آنچه در او پنبه نهند. (شرفنامهٔ منیری). رجوع به ساوین و ساوس و ساون شود.
کلمات همقافیه با «ساویس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر