معنی ساوی

معنی ساوی

5 بازدید
(ص نسبی) منسوب است بساوه که شهری است بین ری و همدان. (الانساب سمعانی): و گفته اند ساوی باشد که شیعی نباشد و آبی الا خود شیعی نباشد. (کتاب النقض ص ۲۱۹). گنج فضایل افضل ساوی شناس و بس کز علم مطلق آیت دوران شناسمش. خاقانی.
(اِخ) ابوالفرج... از کتاب مشهور صاحب بن عباد است که بحسن خط معروف و از بلاغت حظی وافر داشت. صاحب گوید: خط ابی الفرج یبهر الطرف و یفوت الوصف و یجمع صحة الاقسام و یزید فی نخوة الاقلام. او را اشعاری است و مشهورترین آن مرثیه ای است دربارهٔ فخرالدوله که به این مطلع آغاز میشود: هی الدنیا تقول بمل ء فیها حذار حذار من بطشی و فتکی. و ایضاً او راست در وصف برغوث: و اصهب فی قد شونیزة اقفز من فهد علی خشف یسهر فی تخمیشه دائباً و عبثه یعمل فی حتفی (یتیمةالدهر ثعالبی ج ۳ صص ۲۱۱ - ۲۱۲).

کلمات هم‌قافیه با «ساوی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید