معنی ساهی
7 بازدید
(ع ص) غافل و فراموشکار. (آنندراج) (مهذب الاسماء) (غیاث). فراموشکار. ج، ساهون. (مهذب الاسماء): و گفت ای که گفتی توانگران مشتغل اند و ساهی و مست ملاهی. (گلستان). ای پسر گر ملازم شاهی نتوان بود غافل و ساهی.اوحدی.(اِخ) نام قومی از قبیلهٔ لر، اگرچه زبان لری دارند، لکن لر اصلی نیستند. (تاریخ گزیده ص ۵۴۷).
کلمات همقافیه با «ساهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر