معنی سان دیدن
7 بازدید
[ دی دَ ] (مص مرکب) سپاه را از نظر گذراندن. دیدن سپاه. دیدن لشکر را با ساز و برگ : دید چندانی که سان لشکر افلاک را بر منجم طالع خصمش نشد هرگز عیان. شفیع اثر (از آنندراج). رجوع به سان و سان دادن شود.
کلمات همقافیه با «سان دیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر