معنی سان دادن
7 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) عرض سلاح و سامان لشکر. (از آنندراج ذیل سان). عرض سپاه نمودن. (ناظم الاطباء). عرض دادن. لشکر عرض دادن : خوبان عجب که فیل مدارا و هند سان تسخیر ملک دل بتطاول حواله است. ظهوری (از آنندراج). سان دهم از قطره های خون خود صفهای دل لشکر دل بر سپاه جسم و جان خوش غالب است. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سان دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر