معنی ساممیرزا
6 بازدید
(اِخ) معروف به شاه صفی. رجوع به صفی شود.(اِخ) این میرزا برادر کوچکتر شاه مرحوم (یعنی شاه طهماسب اول) بود. عیش و عشرت را دوست میداشت و چند سال در خراسان فرمانفرمایی میکرد. در اقسام نظم و نثر طبع شوخ و متینی داشت. تذکرهٔ شعرایی به اسم «تحفهٔ سامی» تألیف کرد و سرانجام در آستانهٔ شیخ صفی الدین منزوی و به شعر و شاعری مشغول شد. این رباعی از اوست: هرگاه که عشوه آن دلاویز کند عاشق ز بلا چگونه پرهیز کند باد است نصیحت کسان در گوشم اما بادی که آتشم نیز کند. (مجمع الخواص ص ۲۴). رجوع به آتشکدهٔ آذر و فهرست سپه سالار ج ۲ ص ۴۶۱ و تاریخ ادبیات ادوارد برون ج ۳ ص ۴۹۵، ۵۲۱، ۵۶۴، شود.
کلمات همقافیه با «ساممیرزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر