معنی سامله
6 بازدید
[ مِ لَ / لِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. واقع در ۲۱هزارگزی شمال خاوری دیز گران و ۳هزارگزی باقله پایین. هوای آن سرد و دارای ۳۷۰ تن سکنه است. آب آن جا از چشمه و زه آب رودخانهٔ باقله تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوب، توتون، میوه جات لبنیات. شغل اهالی زراعت و قالیچه، جاجیم بافی و راه آن مالرو است. تابستان از سنقر، گل سفید، خانقاه اتومبیل می توان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ مِ لَ / لِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ماهیدشت بالا، بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. واقع در ۴۶هزارگزی خاور کرمانشاه و ۴هزارگزی سراب فیروزآباد. هوای آن سرد و دارای ۱۷۰ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ محلی تأمین میشود و محصول آن غلات، حبوب، صیفی، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است و در تابستان از طریق سراب فیروزآباد اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «سامله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر