معنی سامعة
6 بازدید
[ مِ عَ ] (ع ص، اِ) مؤنث سامع. رجوع به سامع شود. || گوش. ج، سوامع. (مهذب الاسماء). گوش و اُذُن. (آنندراج) || قوتی است در گوش که ادراک اصوات و آوازها می کند. (غیاث) (آنندراج). شنوایی. (فرهنگستان). - سامعه خراش؛ گوش خراشنده. گوش آزار. - سامعه فریب؛ فریب دهندهٔ سامعه.
کلمات همقافیه با «سامعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر