معنی سامد
8 بازدید
[ مِ ] (ع ص) سر دروا دارنده. لهوکننده. سرود گوینده. (آنندراج) (منتهی الارب): و انتم سامدون. (سورهٔ النجم آیهٔ ۶۱). بازیگر. (ملخص اللغات). || (اِ) بازی. (آنندراج) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سامد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر