معنی سال و مه
6 بازدید
[ لُ مَ هْ ] (ترکیب عطفی، ق مرکب) همیشه : گوش تو سال و مه سرود و سرود نشنوی نوبهٔ خروشان را.رودکی. شاد باش و دو چشم دشمن تو سال و مه از گریستن چو وننگ. فرخی (دیوان ص ۲۱۱). || (اِ مرکب) مجازاً بمعنی عمر و روزگار: کیل زیان سال و مهت بوده گیر این مه و این سال بپیموده گیر.نظامی. سنجر غم دل چند خوری هیچ نمانده ست تا چند به ماتم گذرد سال و مه تو. سنجر کاشی (از آنندراج). || تاریخ. || حساب سال و ماه نگاه داشتن و آن را روزمه نیز گویند و تاریخ و توریخ مأخذش از این لفظ فارسی بوده و آن را روزمه نیز گفته اند. (آنندراج). رجوع به سال مه شود.
کلمات همقافیه با «سال و مه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر