معنی سال و ماه
5 بازدید
[ لُ ] (ترکیب عطفی، ق مرکب) سال تا سال. همواره. همیشه : همی حسد کنم و سال و ماه رشک برم بمرگ بوالمثل و مرگ شاکر جلاب. ابوطاهر خسروانی. همه کبر و لافی بدست تهی به نان کسان زنده ای سال و ماه.معروفی. گفتم زمانه خاضع او باد سال و ماه گفتا خدای ناصر او باد جاودان.فرخی. سپید آمدی سنگ او سال و ماه جز اندر زمستان که بودی سیاه.اسدی. او میر نیکوان جهان است و نیکویی تاج است سال و ماه مر او را و گرزن است. یوسف غروضی. رجوع به سال و مه شود.
کلمات همقافیه با «سال و ماه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر