معنی سال بسال
8 بازدید
[ بِ ] (ق مرکب) سالهای متوالی. سالهای پی در پی. سال از پس سال : مال قوی که با وی نهاده آید سال بسال میدهد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۹۹). - امثال: سال بسال دریغ از پارسال. (امثال و حکم). رجوع به سال شود.
کلمات همقافیه با «سال بسال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر