معنی سالیانه
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) آنچه در سال برای کسی از مواجب یا مزد مقرر شده است. || زندگانی. عمر. (اشتنگاس). || (ص نسبی، ق مرکب) سالانه. در سال. سنوی. حولی: سالیانه یکصد هزار تومان عایدی ملک دارد.[ نَ / نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حسنوند بخش سلسله شهرستان خرم آباد. واقع در ۷هزارگزی جنوب باختری الشتر و ۳ هزارگزی باختر راه شوسهٔ خرم آباد به الشتر. هوای آن سرد و دارای ۳۶۰ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه ها تأمین میشود. محصول آن، غلات، برنج، حبوب، لبنیات، پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است ساکنین از طایفهٔ حسنوند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ نَ / نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خاوه بخش دلفان شهرستان خرم آباد. واقع در ۱۰هزارگزی جنوب نورآباد و ۱۰هزارگزی جنوب راه شوسهٔ خرم آباد بکرمانشاه. هوای آن سرد و دارای ۱۸۰ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه ها تأمین میشود. محصول آن غلات، توتون، لبنیات، و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ساکنین از طایفهٔ کرم علی میباشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «سالیانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر