معنی سالک یزدی

معنی سالک یزدی

5 بازدید
[ لِ کِ یَ ] (اِخ) از شعرای اواخر قرن یازدهم هجری قمری است که او هم به ملاسالک معروف بود و مدتی در شیراز شانه رنگ میکرده و در لباس درویشان به اصفهان رفته و پس از مدتی بهند رفته و در خدمت عبداللََّه قطب شاه هند (۱۰۶۶ - ۱۰۸۵ هـ . ق.) بود و اخیراً در شاه جهان آباد درگذشت و از اوست: در خور خرج بود دخل ز دیوان قضا نرود تا نفسی کی نفسی می آید. زبان هرزه درایان توان بنرمی بست که پنبه سرمهٔ خاموشی جرس باشد. و نام و سال وفات و دیگر مشخصاتش بدست نیامد. (ریحانة الادب ج ۲ ص ۱۵۰). و رجوع به تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۹ شود.

کلمات هم‌قافیه با «سالک یزدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید