معنی سالک یزدی
5 بازدید
[ لِ کِ یَ ] (اِخ) از شعرای اواخر قرن یازدهم هجری قمری است که او هم به ملاسالک معروف بود و مدتی در شیراز شانه رنگ میکرده و در لباس درویشان به اصفهان رفته و پس از مدتی بهند رفته و در خدمت عبداللََّه قطب شاه هند (۱۰۶۶ - ۱۰۸۵ هـ . ق.) بود و اخیراً در شاه جهان آباد درگذشت و از اوست: در خور خرج بود دخل ز دیوان قضا نرود تا نفسی کی نفسی می آید. زبان هرزه درایان توان بنرمی بست که پنبه سرمهٔ خاموشی جرس باشد. و نام و سال وفات و دیگر مشخصاتش بدست نیامد. (ریحانة الادب ج ۲ ص ۱۵۰). و رجوع به تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۹ شود.
کلمات همقافیه با «سالک یزدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر