معنی سالک قزوینی
6 بازدید
[ لِ کِ قَ زْ ] (اِخ) محمد ابراهیم. از شعرای اواخر قرن یازدهم هجرت که به ملا سالک معروف و شاعری بوده پاک طینت و خوش سلیقه و نیکواندیشه وقتی به اصفهان رفته و با معاصر خود میرزامحمد طاهر مؤلف تذکرهٔ نصرآبادی ملاقات کرده و در همان اوقات بهند رفت و با طالب حکیم دیدار نموده و عاقبت باز بقزوین برگشته و هم در آنجا درگذشت و در ایام بیماری دوازده تومان وظیفهٔ دولتی برای او مقرر شده لکن او نیز قبول نکرده و رد نمود و در پاسخ گفت که ما وظیفه از آن طرف گرفتیم و دیگر محتاج این وظیفه نیستیم و از او است: همت برجسته از ننگ علائق فارغ است خار نتواند گرفتن دامن کوتاه را. (ریحانة الادب ج ۲ ص ۱۵۰). رجوع به تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۷۷ شود.
کلمات همقافیه با «سالک قزوینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر