معنی سالخرده
6 بازدید
[ خُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) کنایه از کهنه و دیرینه (آنندراج): افتادگی ضرور بود سال خرده را واجب شود نماز چو وقت زوال شد. محسن تأثیر (از آنندراج). رجوع بسالخورده شود.
کلمات همقافیه با «سالخرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر