معنی سالار لشکر
7 بازدید
[ رِ لَ کَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) وازع. (منتهی الارب). امیر لشکر. فرماندهٔ سپاه. سردار سپاه. فرماندهٔ لشکر. رجوع به سالار شود.
کلمات همقافیه با «سالار لشکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر