معنی ساق عروس
6 بازدید
[ قِ عَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) نوعی از شیرینی ولایت از چهار شربت. (غیاث اللغات). ساق عروسان. (آنندراج از بهارعجم): کند از ذوق دست خود را بوس دست هرکس رسد به ساق عروس. محمد قلی سلیم (از بهار عجم) (آنندراج). رجوع به ساق عروسان شود.
کلمات همقافیه با «ساق عروس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر