معنی سافلة
6 بازدید
[ فِ لَ ] (ع ص، اِ) مؤنث سافل. رجوع به سافل شود. || دبر مردم. (مهذب الاسماء). بن مردم. (منتهی الارب). المقعدة و الدبر. (قطر المحیط). سوراخ. (دهار). || سافلة الرمح؛ زیر نیزه. (دهار). بن نیزه. (مهذب الاسماء). نیمهٔ نیزه که متصل به آهن بن نیزه است. (منتهی الارب) (شرح قاموس) (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «سافلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر