معنی سافة
5 بازدید
[ فَ ] (ع ص، اِ) یک ساف. (شرح قاموس) (قطر المحیط). رجوع به ساف شود. || سائفة. سَوفة. زمینی است میان ریگ و زمین سخت. (شرح قاموس). زمین میان ریگ و درشتی. (منتهی الارب) (آنندراج). الارض بین الرمل و الجلد. (قطر المحیط). || احمق. || شدید العطش. (ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سافة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر