معنی ساز و نوا
5 بازدید
[ زُ نَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) ساز و آواز. ساز و سرور. بزن و بکوب. ساز و نواز: رطل کشان صبح را نزل و نوای تازه بین زخمه زنان بزم را ساز و نوای تازه بین. خاقانی. - بساز و نوا؛ با ساز و آواز، با تار و طنبور: تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند قول و غزل بساز و نوا میفرستمت.حافظ. || ایضاً، به اقسام آلات. مکمل. رجوع به ساز شود.
کلمات همقافیه با «ساز و نوا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وا» برای سرودن شعر