معنی ساز و نهاد
7 بازدید
[ زُ نِ / نَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) وضع و حال. قرار کار. بنای کار. ساخت. ساز و آئین : جهان را چنین است ساز و نهاد ز یک دست بستد بدیگر بداد.فردوسی. جهان را چنین است ساز و نهاد که جز مرگ را کس ز مادر نزاد.فردوسی. بگفت این و بهرام یل جان بداد جهان را چنین است ساز و نهاد.فردوسی. رجوع به ساز شود.
کلمات همقافیه با «ساز و نهاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر