معنی ساز و سلاح

معنی ساز و سلاح

7 بازدید
[ زُ سِ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) ساز و برگ. برگ و ساز. ساز و آلت. ساز و سامان. ساخت. ساختگی. تجهیزات : گمانم که آن چینی این پهلوست که هر گونه ساز و سلاحش نوست.فردوسی. و تا نماز دیگر سواران میگذشتند با ساز و سلاح تمام پیادهٔ انبوه. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۴۷). و فرمود تا بازداشتگان را بیرون آوردند و ایشان را ترتیب و ساز و سلاح تمام داد. (فارسنامهٔ ابن بلخی چ اروپا ص ۹۵). همگنان با ساز و سلاح آمده بودند. (سمک عیار ج ۱ ص ۷۳). کسی را جرأت آن نبودی که در محلتهای دوردست که از واسطهٔ شهر دور بود تردد کند مگر باستظهار جمعی با ساز و سلاحی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ سنگی ص ۲۹۷). می گشتند و ساز و سلاح میستدند. (ایضاً تاریخ یمینی ص ۴۱۸). رجوع به ساز شود.

کلمات هم‌قافیه با «ساز و سلاح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید