معنی ساز و ستور
7 بازدید
[ زُ سُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) اسب و بنه. ساز و برگ و مرکب : ترکمانان رسیدند و ساز و ستور دیدند، بانگ برزدند که فرود آی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۴۱).
کلمات همقافیه با «ساز و ستور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر