معنی سازگر
9 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) موافق. سازگار. سازوار: ز بخت بد چه طمع کرده ای که سازگر آید ز گوش کر چه توقع کنی سخن شنوی را. درویش واله هروی (از آنندراج). رجوع به سازگار شود.
کلمات همقافیه با «سازگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر