معنی سازو

معنی سازو

7 بازدید
(اِ) ریسمانی است در غایت استحکام که از لیف خرما باشد. (جهانگیری) (برهان) (رشیدی) (شعوری) (آنندراج). و آن به کمبار معروف و موسوم است. (جهانگیری). و در کشتی او را بکار برند و مجرمان و دزدان را بدان به حلق کشند. (جهانگیری) (برهان) (شعوری). عدلهای قماش را بدان بندند. (شعوری). || لیف خرما: یک روز رسول خفته بود بر چیزی از سازو بافته،... و آن درشتی سازو در پهلوی او اثر کرده،... و تو اینچنین برساز و خفته و پهلوهای تو از آن رنجور شده. (تفسیر ابوالفتوح چ ۱ ج ۱ ص ۷۱۲ س ۱۷ تا۱۹). و تختی و فرشی از سازو. (ایضاً ج ۴ ص ۹۶ س ۶). || ریسمان علفی را نیز گویند و بعربی شریطه خوانند. (برهان). در تکلم یزد و انارک و جندغ این لفظ هست و در کرمان سیسو گویند. (فرهنگ نظام). ریسمان علفی خشن. طناب علفی کشتی. || از آلات درودگران. و آن ظاهراً نخی نازک و تابیده بوده که برای میزان کردن چوب و تخته در موردی که امروز خطکش بکار برند بکار میرفته است : از راستی چنانکه ره او را گوئی زده است مسطره و سازو.فرخی. نزار و تافته گشتم بسان سازوی تو مکن، بترس زایزد، ز عاقبت بندیش. مسعودسعد (دیوان در صفت یار درودگر ص ۶۴۳). ملک را عدل گرچه چون سازوست ملک بی تیغ دست بی بازوست. سنائی (از رشیدی و انجمن آرا). سکهٔ بقال ترازو بود جدول خط راست ز سازو بود. امیرخسرو (از آنندراج). || ریسمان باز. (ناظم الاطباء) (استینگاس). || در شهرستانک این نام را به گیاه (ژونکوس) دهند که از آن حصیر کنند. (یادداشت بخط مؤلف). علف سفید (در تداول مردم رادکان).

کلمات هم‌قافیه با «سازو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید