معنی سارحة
5 بازدید
[ رِ حَ ] (ع ص، اِ) ستور چرنده. سارح. ماشیة. رجوع به سارح شود. گویند: ما له سارحة و لارائحة. یعنی نیست او را چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). نیست او را ستور که بامداد برود و شبانگاه درآید. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «سارحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر