معنی سادهلوح
5 بازدید
[ دَ / دِ لَ / لُو ] (ص مرکب) کنایه از مرد خفیف العقل. (بهار عجم) (آنندراج). کنایه از احمق و بی شعور. (غیاث اللغات). ساده دل: ساده مرد. || سلیم. سلیم القلب. پاکدل. صافی ضمیر. بی مکر. بی حیله. که گربز نیست.
کلمات همقافیه با «سادهلوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر