معنی ساحلیات
6 بازدید
[ حِ لی یا ] (اِخ) نامی است که سابقاً بسواحل خلیج فارس و بنادر جنوبی ایران بخصوص به حدود سیراف میدادند. در فارسنامهٔ ابن البلخی آمده : و آثار او [ قبادبن فیروز ] این شهرهاست: ساحلیات که هم مضاف است به قبادخوره. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۸۴). هزو، و ساویه و دیگر نواحی اعمالی است از ساحلیات که با جزیرهٔ قیش رود. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۴۱). هزو و ساویه دو دیه است و چند دیه دیگر که در آن حدود است ساحلیات اند و از توابع دولتخانهٔ قیش است. (نزهة القلوب). رجوع به ساحلات و ساحلی شود.
کلمات همقافیه با «ساحلیات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر