معنی ساحلات
6 بازدید
[ حِ ] (اِخ) ناحیه ای است در فارس. در تاریخ گزیده آمده : در زمان او [ ابوبکربن سعدبن زنگی ] ملک فارس رونق تمام گرفت و بسیار عمارات و خیرات کرد چون رباط مظفری ابرقوه... و مظفری حارک (؟) بر راه ساحلات. (تاریخ گزیده چ عکسی لندن ص ۵۰۸). رجوع به ساحلی و ساحلیات شود.
کلمات همقافیه با «ساحلات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر