معنی ساحر بابل
7 بازدید
[ حِ رِ بِ ] (اِخ) کنایه از هاروت است که گویند یکی از آن دو فرشته است که در چاه بابل سرازیر آویخته بعذاب الهی گرفتارند. اگر کسی بسر آن چاه بطلب جادوئی رود او را تعلیم دهند: گر شود آگه از استادی آن غمزه کمال پیش او ساحربابل رضی اللََّه زند. کمال خجندی (دیوان ص ۱۷۱).
کلمات همقافیه با «ساحر بابل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر