معنی ساجیة
5 بازدید
[ جی یَ ] (اِخ) دسته ای از قراولان خاصهٔ الراضی باللََّه خلیفهٔ عباسی که بعلت ایجاد فتنه و آشوب، بفرمان آن خلیفه و بدست ابن رائق وزیر او قلع و قمع شدند. رجوع به خاندان نوبختی ص ۲۰۵ تا ۲۰۷ و تجارب الامم ابن مسکویه ج ۲ ص ۴۱۴ و ۴۱۸ و ۴۱۹ و ۴۴۸ و ۴۵۳ و ۴۸۹ و ۵۰۰ و ۵۰۹ تا ۵۱۱ و ۵۱۶ و ۵۳۲ و ۵۳۳ و ۵۴۱ و ۵۴۲ شود.[ جی یَ ] (اِخ) (دولت...) از سال ۲۷۶ تا ۳۱۸ هـ . ق. در آذربایجان حکومت میکردند. مؤسس این سلسله ابوالساج دیودادبن دیودست والی حلب بود. پسرش محمد به آذربایجان رفت و عبداللََّه بن حسین همدانی از سرکشان آذربایجان را کشت و بدانجا دست یافت و مدتی سی و پنج و شش سال فرمانروائی ارمنستان و اران و آذربایجان بدست او و پسرش دیوداد و برادرش یوسف بود و همه گونه نیرومندی داشتند سپس رشتهٔ فرمانروائی بدست دیسم کرد افتاد. رجوع به شهریاران گمنام چ ۲ ص ۱۶۰ شود. سلسلهٔ ساجیه در آذربایجان (مراغه، اردبیل، بردعه) ۱ -ابوالساج دیوداد [ اول ] بن دیودست (متوفی به سال ۲۶۶ در جندیسابور)۲ -ابوالمسافر (ابوعبیداللََّه) محمدالافشین بن دیو داد (متوفی در ربیع الاول ۲۸۸)سال ۲۷۶ ۳ -دیوداد [ دوم ] بن محمد ربیع الاول ۲۸۸ ۴ -ابوالقاسم یوسف بن دیودادشعبان ۲۸۸ ۵ -ابوالمسافر فتح بن محمدذوالحجه ۳۱۵. <۵۳۰۶۴۰۰۹۰۱۱۳۲۰۵۰۱>...
کلمات همقافیه با «ساجیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر