معنی ساجة
4 بازدید
[ جَ ] (ع اِ) آن چوب که معیار بدان برکشند. (مهذب الاسماء). لوح صراف؛ تخته ای که بر آن پول شمرد. || یکی چوب ساج. ج، ساجات.
کلمات همقافیه با «ساجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر