معنی ساتگین
9 بازدید
(اِ) به معنی مطلوب و محبوب باشد. (جهانگیری) (رشیدی) (برهان) (غیاث). در ترکی محبوب و معشوق را گویند. (انجمن آرا) (آنندراج): ای پسر نردباز داو گران تر بباز وز دو کف ساتگین ساتگنی کش بدم. منوچهری (از جهانگیری، انجمن آرا، آنندراج). || قدح و پیالهٔ شراب خوری. (برهان). قدح بزرگ و پیاله و آوند و شراب. ساغر و ساتگی و ساتگینی. (شرفنامهٔ منیری). مجازاً پیالهٔ شرابخوری. (جهانگیری) (مؤید الفضلاء) (غیاث اللغات). قدح را ساتگین و ساتگنی گفته اند یعنی دوستگانی، [ بمناسبت معنی حقیقی آن که محبوب و معشوق است ] و آن عبارت است از پیالهٔ بزرگ که پر کرده بیاد دوستی از دوستان حاضر و غایب نوشند. این لغت فارسی نیست بلکه ترکی است اما در اشعار فارسی بسیار است. (انجمن آرا) (آنندراج): زاهد ار بیند آن دو لعل چو می ساتگینی بر او کند سه منی. سپاهانی (از شرفنامهٔ منیری).
کلمات همقافیه با «ساتگین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر