معنی سابغة
7 بازدید
[ بِ غَ ] (ع ص) تأنیث سابغ. رجوع به سابغ شود. || زره فراخ. (صحاح) (منتهی الارب) (ترجمهٔ صحاح). زره تمام. (ترجمان القرآن): و سابغة تغشی البنان کانها أضاة بضحضاح من الماء ظاهر. (تاج العروس). || مطرة سابغة؛ باران دراز و ممتد. (تاج العروس) (منتهی الارب) (شرح قاموس). || لثة سابغة؛ بن دندان زشت. (منتهی الارب) (قطر المحیط). و این معنی مجازی است. (تاج العروس). گوشت بن دندانی است زشت. (شرح قاموس).
کلمات همقافیه با «سابغة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غة» برای سرودن شعر