معنی سائمه
6 بازدید
[ ءِ مَ ] (ع ص) تأنیث سائم. رجوع به سائم شود. || و مراد بسائمه آن است که در گیاه زاری که همهٔ مسلمانان در آن یکسان بوند چریده باشند چه اگر ایشان را از خاصهٔ مال خود علف داده باشند زکوة در آن واجب نبود هر چند که به نصاب رسند. (تاریخ قم ص ۱۷). || رمهٔ گوسفند. (دهّار).
کلمات همقافیه با «سائمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر