معنی سائم
7 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) چرنده. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، سَوائِم. || حیوانی که از علف بیابان می چرد در بیشتر سال. (تعریفات جرجانی). در اصطلاح فقها این لفظ اطلاق شود بر چارپایان که بچرا روند بر حسب عادت. مانند: شتر، گاو، گوسپند و اسب. عرب گوید: سامت الماشیة؛ ای رعت فهی سائمة. پس دربارهٔ خر و استر این لفظ را نتوان اطلاق کرد. زیرا چرنده نیستند بر حسب عادت و در شرع چریدن را در بیشتر از مدت سال معتبر دانسته اند و لذا فسرت بالمکتفیة بالرعی فی اکثر الحول. (کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «سائم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئم» برای سرودن شعر