معنی سائل بهکف
7 بازدید
[ ءِ لِ بِ کَ ف ف ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) در تداول فارسی زبانان به تخفیف «فاء» رائج است: گدائی که از تنگدستی کاسهٔ گدائی هم نداشته باشد. (آنندراج). گدا. دریوزه گر: ای یافته افلاک ز مهر تو شرف خورشید و مه از تو سائلانند بکف جز دفع اعادی تو منظورم نیست نومید نسازیم تو یا شاه نجف! زکی ندیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سائل بهکف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کف» برای سرودن شعر