معنی ز خود شدن
9 بازدید
[ زِ خوَدْ / خُدْ شُ دَ ] (مص مرکب) بیخود و بیهوش شدن. (ناظم الاطباء). از خود شدن. بیخبر و بیهوش شدن. (رشیدی). بیهوش شدن. از خود رفتن و مدهوش گشتن و بیحس شدن. (ناظم الاطباء). رجوع به از خود شدن و از خود رفتن شود.
کلمات همقافیه با «ز خود شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر