معنی زیگر
7 بازدید
[ گَ ] (اِ) آپوق است و آن دست زدن باشد بر دهان پربادکردهٔ شخصی تا آن باد از دهان او با صدا بجهد. (برهان) (آنندراج). آپوق. (ناظم الاطباء). آنکه باد در دهن افکند دیگری سر انگشتان بر دو کله اش (کذا) زند تا باد از او به آواز بیرون آید. (شرفنامهٔ منیری). رجوع به زبگر شود.
کلمات همقافیه با «زیگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر