معنی زیگ

معنی زیگ

6 بازدید
(اِ) تارهایی باشد که استادان نقش بند نقش جامه هایی که بافند بدان بندند. (برهان) (از جهانگیری). در فرهنگ گوید ریسمانی که نقش بندان نقش جامه ها بدان بندند و چنانکه آن ریسمان دستوری است جامه بافان را و همچنان آن علم دستوری است برای استخراج تقویم و اوضاع فلکی. (فرهنگ رشیدی). زیج. (ناظم الاطباء). به این معنی معرب آن زیج... (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به معنی بعد و زیج شود. || رشتهٔ بنا که به آن طرح عمارت کنند. (فرهنگ رشیدی) (از انجمن آرا) (از آنندراج). معرب آن زیج است. (از فرهنگ رشیدی). || کتابی که منجمان احوال و اوضاع نجوم و افلاک را از جداول آن معلوم کنند و همچنانکه آن قانونی است جامه بافان را در بافتن نقش های جامه، این کتاب نیز دستوری است منجمان را در شناختن احوال و اوضاع فلکی و همچنانکه کیفیات نقوش جامه ها از آن تارها پیدا می شود کمیات و حرکات کواکب از جدولهای این کتاب ظاهر میگردد و معرب آن زیج است. (برهان) (از جهانگیری). علمی که تقویم از آن استخراج کنند. زیج معرب آن. (از فرهنگ رشیدی). علمی که تقویم از آن استخراج نمایند. (انجمن آرا) (آنندراج). پهلوی «زیک». (حاشیهٔ برهان چ معین): برفتند با زیگها بر کنار بپرسید شاه از گو اسفندیار. فردوسی (از جهانگیری). || نام جانوری هم هست حقیرجثه و خاکستری رنگ کوچکتر از گنجشک و زیر هر دو بال او سرخ است و آواز او به غایت خوش و حزین می باشد. (برهان) (از جهانگیری). نام مرغی است کوچکتر از گنجشک و زیر بالهای آن سرخ و دارای آوازی خوش و حزین. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ رشیدی) (از انجمن آرا) (از آنندراج). طبری «زیک» (صلصل). (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به زیک شود.
(اِخ) نام طایفه ای است از کردان که در کوه کیلویه توطن دارند. (برهان) (از جهانگیری) (از فرهنگ رشیدی) (از انجمن آرا) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «زیگ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یگ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید