معنی زیپو
7 بازدید
[ پُ ] (ص) بی رمق و رقیق و بی رنگ و رو. در مورد آبگوشت بی مزه یا چای کم رنگ و پرآب گویند: «اینکه آب زیپو است». (فرهنگ عامیانهٔ جمال زاده). کلمه ای با معنی مجهول و عوام از آب زیپو، آبگوشت یا آشی سخت کم گوشت و کم چربی و بی مزه اراده کنند. آبگوشت یا چای یا شربتی کم مایه. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).[ پَ / پُو ] (اِ صوت) اسم صوتی است نظیر زی پنبه که در تصنیفی دیگر (یا همان تصنیف اول) آمده است: «زیپو زیپو زی پنبه! دشمن آل پنبه!». (فرهنگ عامیانهٔ جمال زاده).
کلمات همقافیه با «زیپو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پو» برای سرودن شعر