معنی زیمر
5 بازدید
[ زَ مَ ] (اِخ) موضعی است در جبال طی. (معجم البلدان). پاره ای زمین است در جبال بنی طی. (منتهی الارب): و کنت اذاما خفت یوماً ظلامة فان لها شعبا ببلطة زیمرا. امرؤالقیس (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «زیمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر