معنی زیمة
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) گلهٔ شتران، کمتر آن دو شتر سه شتر است و اکثر آن پانزده و مانند آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). گلهٔ شتران از سه تا پانزده. (ناظم الاطباء). || پاره ای از گوشت. ج، زیَم. (از اقرب الموارد).[ زَ مَ ] (اِخ) دهی از نخلهٔ یمان. (منتهی الارب) (آنندراج). قریه ای است به وادی نخلة از زمین مکه. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «زیمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر